سيد محمد كمره اى
202
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
مذاكرات حلقه لژ بيدارى ايران بعد يك به غروب بيرون آمده سوار واگون شده رفتم منزل اعظام السلطان . دو نفر يكى عين الملك ، يكى مشكوة السلطنه تبريزى نامى آنجا بود . قدرى صحبت ، بعد آقا شيخ آقا هم آمد . صحبت بدى اوضاع را با حال دلسوزى نموده و مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ « 1 » . بعد ساعت يك و نيم از شب بيرون آمده منزل ارباب رفته آقاى وزير حكيم الملك ، ذكاء ، تقوى ، ابو الفتح خان ، فروغى ، اورنگ ، عز الملك ، مسيو ، رياضى و چند نفر ديگر بودند . حاج غلامرضا نام قندى را ارباب اظهار نمود كه به واسطه گندم امسال صاحب دويست هزار تومان شده و عموما اظهار داشتند كه امساله به واسطه خريد انگليسىها گندم را بدتر از سنوات قبل خواهد بود چون فرونت جنگ « 2 » در مغرب ايران تهيه شده . بالاخره تا ساعت دو و نيم هم آنجا بودم تمام از بدى اوضاع و وزراء و شارلاتانها مذاكره بود . بعد با ابو الفتح خان بيرون آمده او به منزلش در خانه جنب خانه بيان الدوله ، من هم به خانه آمدم . احمد آقاى شهريارى پسر مرحوم آقا كوچك همچون هيزم براى فروش به شهر آورده بود آنجا بود . شام آش كوفته سماق برنجى خورده ، احمد گفت يمين الملك هم فردا دو از دسته بالا آمده وعده آمدن اينجا را نمود . افسوس خوردم كه بايد به ديدن مشير نظام بروم . [ امور روزانه ] پنجشنبه پنجم شعبان . - صبح پس از چايى به احمد آقاى شهريارى گفتم كه يك بره از ده خريده براى ما به شهر بياورد . او هم رفت كه با مالهاى خودش از كاروانسرا برود . من هم بيرون آمده به خارج دروازه گمرك به خانه مشير نظام كه از اردبيل و معاضد الوزارة كه امين تذكره مشهد بود رفته آنها هم منتظر بودند . به قدر يك ساعت و نيم ملاقات و قدرى صحبت از وضع اردبيل و چپاول اموال مشير نظام شده ، بيرون آمدم . دو نيم از دسته رفته به منزل مراجعت . يمين الملك گروسى در منزل نشسته و با احمد صحبت مىكرد ، من هم رسيده ، يك بيجك طومانيانس سيصد و هفتاد و پنج تومان براى تتمه وجه قباله اولى بيع شرطى خودش آورده بود ، قرار شد عصرى من بروم منزل ايشان كه برويم نزد آقا على نجمآبادى عمل را تمام نمائيم . بعد صحبت اينكه من در قريه گرمدره با او
--> ( 1 ) . اشاره به آيه 204 ، سوره بقره . ( 2 ) . جبهه جنگ .